<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593</id><updated>2009-07-02T11:20:34.191+04:30</updated><title type='text'>آذرستان دیگر</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://azarestaan2.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>8</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-3380312899428147145</id><published>2007-09-16T23:07:00.000+03:30</published><updated>2007-09-16T23:13:41.774+03:30</updated><title type='text'>رفسنجانی به روایت ابراهیمی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;امروز که&lt;a href="http://www.goftaniha.org/2007/09/blog-post_16.html"&gt; این مطلب&lt;/a&gt; امیرفرشاد ابراهیمی را می خواندم به نکته ای فکر کردم. ابراهیمی در این نوشته بی این که مدرک خیلی مستدلی ( صحیفه ی سجادیه و خاطرات منتظری چندان قابل استناد نیستند ) ارائه بدهد اما خواننده را مجاب می کند که بپذیرد نوشته اش حقیقت است. شاید به این خاطر که او عنصری است که از خود نظام بوده و حالا به یک نقاد تندگو تبدیل شده و به هرحال رازهای مگویی را می داند که امثال درخشان نمی دانند.&lt;br /&gt;این مطلب ابراهیمی درباره ی رفسنجانی همان هدفی را در نهایت دنبال می کند که حسین درخشان در این روزها ولی بسیار تاثیرگذارتر و به حقیقت نزدیک تر است. او &lt;a href="http://i.hoder.com/archives/2007/09/070914_016476.shtml"&gt;مثل حسین درخشان لودگی&lt;/a&gt; نمی کند تا به هدفش برسد.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.goftaniha.org/2007/09/blog-post_16.html"&gt;مطلب ابراهیمی&lt;/a&gt; - با فیلترشکن بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-3380312899428147145?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/3380312899428147145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/3380312899428147145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/09/blog-post_16.html' title='رفسنجانی به روایت ابراهیمی'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-3994557762392438857</id><published>2007-09-04T14:43:00.000+03:30</published><updated>2007-09-04T14:52:52.520+03:30</updated><title type='text'>لایحه ی حمایت از خانواده یا لایحه ی تزلزل خانواده</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span id="LBLNTitr" style="width: 95%;"&gt;&lt;span class="FaTitr"&gt;&lt;a href="http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=332&amp;cid=53"&gt;نگاهي به تاريخ چندهمسري؛ نسرين افضلي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span id="LBLNTitr" style="width: 95%;"&gt;&lt;span class="FaTitr"&gt;&lt;a href="http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=330&amp;amp;cid=53"&gt;متن  کامل "لايحه حمايت خانواده"&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.meydaan.org/campaign.aspx?cid=53"&gt;مطالب دیگر سایت میدان درباره "لایحه حمایت از خانواده"&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;توصیه می کنم که مقاله ی اولی را حتما بخوانید. &lt;a href="http://nimanasrin.blogfa.com"&gt;نسرین&lt;/a&gt; مقاله ی کاملی درباره ی تاریخ چندهمسری در قبایل تاریخی و چگونگی تغییر قوانین و ظهور پدرسالاری نوشته است.&lt;br /&gt;متن لایحه ی حمایت خانواده هم خواندنش واجب است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همین مورد:&lt;br /&gt;&lt;a href="http://kharzar.blogfa.com/post-367.aspx"&gt;وقتی خیانت مردان قانونی و شرعی می شود . محبوبه حسین زاده&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://nimanasrin.blogfa.com/post-290.aspx"&gt;نه! به لايحه حمايت از مردان در خانواده&lt;/a&gt; . نسرین افضلی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://mokhaalef.blogfa.com/post-187.aspx"&gt;ماليات بر مهریه . نیما نامداری&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-3994557762392438857?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/3994557762392438857'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/3994557762392438857'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='لایحه ی حمایت از خانواده یا لایحه ی تزلزل خانواده'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-5379576645416378046</id><published>2007-07-19T00:13:00.000+03:30</published><updated>2007-07-19T00:32:39.587+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;قسمت اول فیلم اعترافات هاله اسفندیاری ، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو امشب از شبکه ی یک سیما پخش شد. برنامه مجموعه ای مونتاژ شده از برنامه ای درباره ی انقلاب های کشورهای گرجستان و صربستان (اگر اشتباه نکنم) و دخالت آمریکا در این انقلاب های آرام یا به اصطلاح مخملین بود و در خلال این مستند خارجی دوبله شده ، تکه هایی از صحبت های سه نفر یاد شده نیز آمده بود که گویا قصد داشت به بیننده القا کند که "دموکراسی" و اصلاح طلبی در ایران محصول کار آمریکا بوده است. در واقع در صحبت های این سه نفر چیز چندان دندان گیری نبود که بیننده مستقیما به محکومیت این افراد و ارتباطشان با انقلاب مخملی احتمالی در ایران پی ببرد. مکان اعتراف گیری! در جایی بود شبیه به خانه ی شخصی که می تواند خانه ی به ظاهر شخصی ( چون همه ی این افراد جز جهانبگلو در آمریکا سکونت دارند ) آنان باشد و در کل نشان از این ظاهرسازی داشت که گفتگو در محیطی صمیمی صورت گرفته و فشار و اجباری در کار نبوده است.&lt;br /&gt;این که این افراد واقعا عوامل براندازی و انقلاب مخملین هستند یا نه مورد بحث نیست ، مساله شیوه ی ساخت این برنامه است. اگر به خاطر داشته باشید در سال های اولیه ی انقلاب یکی از مشهورترین فیلم های اعترافی که ساخته و از شبکه ی سراسری پخش شد ، فیلم اعتراف مهدی هاشمی بود که چند نفری را با همدستی گروهش به قتل رسانده بود. حقیقت او و اعمالش هرگز به درستی معلوم نشد اما شکل اعترافات او بسیار متفاوت از اعترافات اسفندیاری یا تاجبخش بود. در آن سال ها سیستم اطلاعاتی هنوز به شیوه ای ابتدایی کار می کرد و جو ذهنی اجتماع هم هنز شور انقلابی داشت و این جور برنامه های هراس آور را می پسندید اما امروزه دیگر برای مردم شکل اعترافات آن گونه نه تنها باورپذیر نیست بلکه موحش و غیرقابل باور است.&lt;br /&gt;معلوم نیست شکل ساخت این اعترافات! چگونه بوده که این افراد با آرامشی ظاهری پذیرفته اند که این حرف ها را جلوی دوربین بازگو کنند ( به جز جهانبگلو که در چهره اش اجبار موج می زد ) که من فکر می کنم قسمت دوم این برنامه بسیاری چیزهای گنگ را روشن تر می کند و شکل گفته های ایشان را به اعتراف نزدیک تر.&lt;br /&gt;متاسفانه باید گفت که این دست برنامه ها توانایی تغییر عمومی درباره ی دموکراسی و دگراندیشان دموکراسی خواه را دارد و ساخت چنین برنامه هایی می تواند در عامه ی مردم که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند تاثیر بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-5379576645416378046?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/5379576645416378046'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/5379576645416378046'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post_19.html' title=''/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-7457339589969920998</id><published>2007-07-18T00:27:00.001+03:30</published><updated>2007-07-18T00:54:31.968+03:30</updated><title type='text'>وای بر ما</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://www.radiozamaneh.org/nilgoon/2007/07/post_65.html"&gt;زن‌ها باید به دو چیز پا بستگی نمایند: یكی آن كه به كوچه و خیابان و هم چنین به انجمن‌ها و بزم‌ها، بی آرایش و ساده درآیند. آرایش و خودنمایی را به‌ خانه و برای شوهران نگه دارند. دیگری آن كه با مردان بیگانه آزادانه در نیامیزند و به بزم‌ها جز همراه شوهران و خویشان نزدیک نروند. آن پرده‌داری كه زنان را باید به این هاست. این هاست كه زنان را از لغزش و از فریب و نیرنگ مردان نگه تواند.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;این قسمتی از مطلبی است در رادیو زمانه که درباره ی سفرنامه انگلستان میرزاصالح شیرازی است. این نقل قول بالا که از منبع "   خواهران و دختران ما ،احمد كسروی، تهران، چاپخانه پيمان، چاپ اول، سال ۱۳۲۳،ص۱۵ " آورده شده است می تواند جایگاه احمد کسروی به عنوان تاریخ دان و نظریه پردازی پیشرو متزلزل کند. او کاملا همان دیدگاهی را درباره ی زنان ارائه می کند که مذهب شارع و مردان غیرپیشرو عامی دارند : این که زن موجودی است برای خانه و تنها شوهرش و زنان قابل اعتماد نیستند که تنها بمانند و با مردان دیگر معاشرت کنند ( حالا یا به علت سرشت زنانه و احساساتی گری و یا کم عقلی شان که عموم به این ها استناد می کنند ) و جالب این جاست که در همین مطلب به گفته ای از تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه برمی خوریم : &lt;a href="http://www.radiozamaneh.org/nilgoon/2007/07/post_65.html"&gt;خیلى محزون هستم و دلتنگ چرا که همجنس‌هاى من یعنى زن‌هاى ایرانى حقوق خود را ندارند و هیچ درصدد تکلیفات انسانى خود بر نمى‌آیند، به‌کلى عارى و با جهل براى انجام هر کارى در گوشه خانه‌هاى خود خزیده و تمام ساعات عمر را مشغول کسب اخلاق بد هستند. آیا وقت آن نیست زنان از پرده برون آیند و مانند تمام مردمان متمدن جهان، زن و مرد آزاد وار همدیگر را انتخاب کنند و زندگى خویش را در عشق و راحت معنوى آغاز نهند؟ مایه بسیارى از خرابی‌ها و فساد اخلاقى و حتى عدم پیشرفت تمام کارها حجاب زن است. زندگى زنان ایران یا به رنگ سیاه است یا سفید. یا پرده سیاه تن کنند و به هیکل موحش عزا درآیند، یا کفن‌هاى سفید پوشند و از دنیا رخت بربندند. من یکى از همین زن‌هاى بدبخت هستم. آن کفن سفید را ترجیح به این هیکل موحش عزا داده و همیشه پوشش آن ملبوس را انکار دارم. زیرا در مقابل این زندگانى تاریک، مرگ روز سفید ماست.&lt;/a&gt; و این زن سال ها پیش از جناب کسروی در دربار ناصری محبوس بوده و این گونه تفکرات پیشرو و روشن فکرانه ای دارد. در واقع مردان در جوامعی که آزادی شان حفظ شده و توانایی درس خواندن تا مدارج بالا و صاحب عقیده شدن و قدرت بیان آن به عموم را یافته اند ، تصور کرده اند موجوداتی هستند جدا از زنان و گویی مغزهایشان از طلا اندود شده و حالا فرصت یافته اند که زنان ، این مایملکان همیشگی شان را نیز پند بدهند و هم چنان درون پستوها نگه دارند.&lt;br /&gt;در روزگار خودمان هم وضعیت مشابه همین است. بسیاری از آقایان از سیستم اجتماعی پدرسالار بهره می برند و طبیعتا برایشان صرف نمی کند که قوانین به نفع زنان شود و حقوق آنان با مردان برابر باشد. در همین سیستم اجتماعی ، فکری ، فرهنگی است که اقتصادمان بیمار است ، اخلاق در حال اضمحلال است و شکل حکومتمان هم شکل بقیه ی قسمت های جامعه.&lt;br /&gt;عملی هم چون سنگسار برای بهره کشی احساسی از جامعه انجام می گیرد ، جامعه ای که در زمان خاتمی "هار" شده و حالا نیاز دارد افساری به آن بزنند. دختران را به جرم چند تار مویی دستگیر و توهین می کنند و برای زهرچشم گرفتن از مردم ، جوانان بیکار و بی آینده که تعدادی اراذل هم در آن ها هستند  را به آن وضع فضاحت بار، تحقیر. فیلم اعترافات می سازند و چنان فضای اجتماعی را امنیتی می کنند که بسیاری از ترس بگیر و ببند و پرونده سازی ها دیگر سراغ عضویت در ان جی او های اجتماعی هم نمی روند.&lt;br /&gt;حالا فردا با هم به دیدن برنامه ی اعترافات زن مسنی که موهای سپیدش از زیر روسری اش بیرون زده ، با چشمان ترسیده ی امیدوار مضطرب ، بنشینیم و بعد هم جناب درخشان و کیهانی ها در بوق کنند که دیدید خودشان اعتراف کردند.&lt;br /&gt;سیستم پدرسالاری چه خزنده درون وبلاگستان هم ریشه دوانیده تا آن جا که موجوداتی از این دست هم چنان جولان می دهند.&lt;br /&gt;وای بر ما ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-7457339589969920998?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7457339589969920998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7457339589969920998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post_18.html' title='وای بر ما'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-7730679650291462791</id><published>2007-07-16T15:01:00.001+03:30</published><updated>2007-07-16T15:24:54.388+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;راجع به شروط ضمن عقد ، سایت زنستان اوایل همین امسال نوشت.&lt;br /&gt;با دوستی صحبت می کردم که این شروط را از همسرش در هنگام عقد دریافت کرده بود و در عقدنامه ذکر کرده بود.اما این دوست من یک کار مهم را نکرده بود. او فراموش کرده بود وکالت نامه ی رسمی در یک دفتر اسناد رسمی تنظیم کند. البته دقیقش می شود که او نمی دانست باید این کار را بکند.&lt;br /&gt;واقعیت این جاست که نه فقط او که بسیاری از کسانی که این شروط را در هنگام عقد ثبت می کنند این را نمی دانند.&lt;br /&gt;این نکته ی بسیار مهمی است که حق طلاق و حق خروج دائم از کشور به دلیل ذکر جمله ی : زوج به زوجه وکالت می دهد که ...&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; باید و باید &lt;/span&gt;که جز در عقدنامه در یک دفتر ثبت اسناد رسمی هم به ثبت برسد. در مورد این دو شرط زوج باید به زوجه یک وکالت نامه ی محضری تقدیم کند تا این دو شرط قابلیت اجرایی قانونی پیدا کنند وگرنه در هنگام خروج از کشور یا طلاق ، زوجه قادر نخواهد بود از این دوشرط استفاده کند و از نظر قانونی آن ها قابلیت اجرایی نخواهند داشت.&lt;br /&gt;پس توجه داشته باشید که پس از جاری شدن صیغه ی عقد ، شما و همسرتان باید به یک دفتر ثبت اسناد رسمی رفته و تقاضای وکالت نامه ی طلاق و خروج از کشور را بکنید. متوجه باشید &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;چه در عقدنامه و چه در وکالت نامه ها ، عبارات قید شده مهم هستند &lt;/span&gt;و پس و پیش کردن و جا انداختن عبارتی می تواند آن شرط را از اعتبار قانونی ساقط کند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-7730679650291462791?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7730679650291462791'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7730679650291462791'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post_16.html' title=''/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-952213153017605650</id><published>2007-07-14T01:26:00.000+03:30</published><updated>2007-07-14T01:28:22.083+03:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;باز هم خطاب به حسین - &lt;a href="http://sibiltala.blogspot.com"&gt;نازلی کاموری&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;اما سئوال من از حسين این است: حمله او به فعالين حقوق زنان و کارگران کجا و چطور مصرف دارد؟ در ناف پاريس مخالف آسيه امينی و اسانلو نوشتن به نفع کيست؟ مصرف در داخل اروپا دارد و با خراب کردن این آدم ها حسين می خواهد به غربی ها نشان دهد که ايادی امپرياليسم همه جا هستند؟ این را می خواهد با خراب کردن این آدم ها به مردم در داخل ایران نشان دهد؟ حالا گيرم که همه اینها را گرفتند و بردند به سزای اعمالشان که قطعاً در منظر حسين حق شان هم هست رساندند! با این هزينه سنگينی که این آدم ها برای فعاليت شان می پردازند (يک نيم نگاه به زندگی اسانلو کافی است) و تازه با تمام حمايت مستقيم و غير مستقيم بزرگ ترين قدرت جهانی و ايادی اش باز هم ساليان طولانی را در گوشه زندان می پوسند کدام ديوانه ای حاضر می شود در ایران کار فعاليت اجتماعی و يا سياسی بکند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا گيرم تمام اینها "واقعاً" ایادی امپرياليسم هم بودند و به سزای اعمالشان هم رسيدند، آن وقت ما يک سنت فعاليت اجتماعی وابسته به امپرياليسم داريم که این وابستگی جبر تاريخ است و برای همين با توجه به هزينه های سنگين و جبر تاريخی زاده شدن در ایران نفت خیز همه بنشينند در خانه هايشن ماهواره تماشا کنند که وصف العشق نصف العشق؟ مگر نه اینکه این همان چيزی است که هم خود امپرياليسم می خواهد و هم ايادی اش؟ آقای سريع القلم که يادت بود چه می گفت؟ می گفت اصلاً چه لزومی دارد که مردم فعاليت کنند. مگر در غرب چند درصد مردم فعاليت اجتماعی و سياسی می کنند؟ می روند سر کارشان کار می کنند و می آيند خانه تلوزيون تماشا می کنند و می خوابند. مگر نه اینکه این همين چيزی است که بازار آزاد می خواهد و ايادی امپرياليسم و خود جناب آقای مرتضوی. همه اینها مردم را برده می خواهند. حالا تو خودت پيدا کن پرتغال فروش را.&lt;br /&gt;...&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sibiltala.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html"&gt;لینک مطلب&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-952213153017605650?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/952213153017605650'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/952213153017605650'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post_14.html' title=''/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-7275787457989531090</id><published>2007-07-13T12:38:00.000+03:30</published><updated>2007-07-13T16:07:29.222+03:30</updated><title type='text'>بوی سگ مرده می آید !</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://i.hoder.com/"&gt;حسین درخشان&lt;/a&gt; بعد از آن همه حمله هایی که به جنبش زنان ( آدم های دست تنهایی که سعی دارند در این مملکت شیر تو شیر کمی قوانین تبعیض آمیز را تغییر بدهند ) حالا&lt;a href="http://varesh.blogfa.com/"&gt; آسیه امینی&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://sibiltala.blogspot.com/"&gt;سبیل طلا &lt;/a&gt;را تهدید کرده و از آن ها خواسته برای گفته هاشون دلیل و مدرک و سند بیاورند ولی جالب این جاست که خودش هر نوع تهمت و افترایی می زند و هیچ سند و مدرکی هم رو نمی کند. اگر قانون گرایی و راستگویی خوب است و تهمت و افترا نکوهیده ، خب جناب درخشان ، شما خودت بیا سند و مدرک رو کن که مثلا خانم نازلی کاموری از کدوم موسسه ها پول گرفته و منابع مالی جنبش زنان را هم به همه با ارائه ی سند ومدرک نشان بده.&lt;br /&gt;درخشان چرا فقط آمده و در جوابیه ی آسیه نوشته که از او شکایت خواهد کرد و در جوابیه ی نازلی اشاره ای به این مساله نکرده؟ آیا دلیلش جز این نیست که آسیه در ایران زندگی می کند و درخشان چند صد نفر آدم کلفت در این جا دارد مثل ابوی محترمش و از طریق آن ها می تواند آسیه را گوشمالی بده؟ او که آسیه را به رفتاری شبیه رفتار کیهانیان متهم می کند ، رفتاری کاملا مشابه گروه فشاری ها دارد. و جالب این جاست که او کسی را تهدید می کند که آن قدر آزار دیده که شک دارم جز پوزخند جوابی به امثال درخشان بده.&lt;br /&gt;ضمنا جالب نیست که این جناب به خورشیدخانم هیچ جوابیه ای نداده و قصد شکایت از ایشان را ندارد؟ به نظر می آید خورشیدخانم سند و مدرک دارد؟ هان؟&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sibiltala.blogspot.com/2007/07/blog-post_11.html"&gt;مطلب نازلی &lt;/a&gt;+ &lt;a href="http://sarkhod.blogspot.com/2007/07/blog-post_1202.html"&gt;جوابیه ی درخشان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://varesh.blogfa.com/post-534.aspx"&gt;مطلب آسیه&lt;/a&gt; + &lt;a href="http://sarkhod.blogspot.com/2007/07/blog-post_8557.html"&gt;جوابیه ی درخشان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002261.php"&gt;مطلب خورشید خانم &lt;/a&gt;+ هیچ جوابیه ای داده نشده ( البته درخشان در وبلاگش خاطرنشان کرده که صنم حتما به زودی خواهد گفت ایشان سعید امامی اند و نمرده اند ! ) !!!&lt;br /&gt;ضمنا من هم به حمایت از جنبش زنان و به نشانه ی اعتراض به رفتارهای اخیر درخشان ، لینکش را هم از این جا و هم از آن یکی وبلاگم برداشته ام.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-7275787457989531090?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7275787457989531090'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/7275787457989531090'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post_13.html' title='بوی سگ مرده می آید !'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1469756638223895593.post-2837202901807483646</id><published>2007-07-12T15:52:00.000+03:30</published><updated>2007-07-13T03:05:20.765+03:30</updated><title type='text'>نخستین پست</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;مدتی است که احساس خوبی ندارم که عکس کودکی ام را بگذارم کنار خبر سنگسار جعفر یا بنویسم که امیر یعقوب علی در حین امضا گرفتن دستگیر شده و پست قبلی ام یک عاشقانه است یا اسانلو را وسط خیابان در روز روشن دزدیده اند در حالی که من فکر اینم که کفش نو خریده ام. می دانم که زندگی همین است ، پر از ضد و نقیض ها اما من ترجیح می دهم جایی درباره ی سیاست و مسایلی از این دست بنویسم و جایی راجع به زندگی خصوصی ام حرف بزنم. وزن همه ی موضوعات با هم یکی نیست و جنس شان هم متفاوت از هم. شاید که به نظرتان برسد این وبلاگ پراهمیت تر از آن یکی است اما در واقع این طور نیست. وبلاگ اول ام را به شدت دوست دارم و قطعا بیشتر از این جا پینگش خواهم کرد اما از بعضی چیزها باید نوشت ولی لزوما در یک جا و در یک فضا. مدتی اصلا ننوشتم از این چیزها  و حالا این جا می نویسم. فکر می کنم و می نویسم ...&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.meydaan.org/showarticle.aspx?arid=283&amp;amp;cid=46"&gt;سفرنامه ی "سنگ"ین آسیه امینی &lt;/a&gt;- از سایت میدان&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1469756638223895593-2837202901807483646?l=azarestaan2.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/2837202901807483646'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1469756638223895593/posts/default/2837202901807483646'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarestaan2.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='نخستین پست'/><author><name>azar</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='03787115967410377343'/></author></entry></feed>