مدتی است که احساس خوبی ندارم که عکس کودکی ام را بگذارم کنار خبر سنگسار جعفر یا بنویسم که امیر یعقوب علی در حین امضا گرفتن دستگیر شده و پست قبلی ام یک عاشقانه است یا اسانلو را وسط خیابان در روز روشن دزدیده اند در حالی که من فکر اینم که کفش نو خریده ام. می دانم که زندگی همین است ، پر از ضد و نقیض ها اما من ترجیح می دهم جایی درباره ی سیاست و مسایلی از این دست بنویسم و جایی راجع به زندگی خصوصی ام حرف بزنم. وزن همه ی موضوعات با هم یکی نیست و جنس شان هم متفاوت از هم. شاید که به نظرتان برسد این وبلاگ پراهمیت تر از آن یکی است اما در واقع این طور نیست. وبلاگ اول ام را به شدت دوست دارم و قطعا بیشتر از این جا پینگش خواهم کرد اما از بعضی چیزها باید نوشت ولی لزوما در یک جا و در یک فضا. مدتی اصلا ننوشتم از این چیزها و حالا این جا می نویسم. فکر می کنم و می نویسم ...
.
سفرنامه ی "سنگ"ین آسیه امینی - از سایت میدان